تبليغاتX
***شـــــــفـــــق***
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
بیایید ای آرزو های دست نیافتنی

تا شما را در صفحه ی ساعتم پنهان کنم

و در تپش ثانیه ها ضربان زندگی را از دست تقدیر بگیرم

و در حافظه ی طولانی شما نگه دارم

تا آن هنگام که در چهار راه زندگی سر در گم گشتم

به دنبال تپش شما ضربان قلبم را نوسان دهم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 17:48 توسط صدیقه طباطبایی| |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تکیه بر دبوار زمانه، دیدم که هیچ نبود

تکیه بر دیوار زندگی، دیدم که پوچ بود

تکیه بر دیوار عشق، دیدم که فرو ریخت

تکیه بر دیوار معرفت الهی، دیدم


بالندگی بود و زندگی
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 17:41 توسط صدیقه طباطبایی| |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
سخن دوباره از عمق زبان خیزد

سخن از قامت مردانگی حیدر خیزد

باز پرده ی تاریخ را سویی زنید

دیده ی خود را با نور آفتاب شوری زنید


آن احساس مرغابی های فرا تر از زمان

که در هوای حیدر خواندند نغمه ای آنچنان

و آن گیره ی بی جان که در هوای دوست 

به جان آمده گیرد ردای دوست


که ای یار یتیمان مرا با تو الفتی است

زین در رفتن امشب مرا غفلتی است

بوی شقاوت از عمق آدمیت می  برم

این راه رفته تا سحر با سوز جان می خرم


بوی شمشیر زهر آلود در هوای کوفه است

صدای قدم های علی استوار تر از سحر است

صدای اذان در افق جانان به اندوه می آید

صدای راز و نیاز علی در محراب می آید


که مرا در این سحر به جانب معبود راهی نمانده

سر زند در وجودم نوای فوزت و رب الکعبه


صدیقه  طباطبایی

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 18:34 توسط صدیقه طباطبایی| |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
آینه را دیدم که بذر های امید می افشاند

                وقت دیدار ها سرور سر مست می خندید

            بند کدورت را پاره پاره دیدم

     که بر ساحل آبی گذشت رها بود

                   تیغی که قلب عاطفه را شکافت 

     سوی سینه ها با شتاب نقشی بسته بود


صدیقه طباطبایی

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 0:10 توسط صدیقه طباطبایی| |